السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)
26
هدايتگران راه نور ، زندگانى سيد الساجدين حضرت علي بن الحسين (ع) (فارسى)
منزلش بيرون آيد ، قدم روى هيچ تر وخشكى نگذارد مگر آنكه تا طبقه هفتم زمين براى او تسبيح گويند . صد خانوار از فقيران مدينه را سرپرستى مىكرد وهمواره مايل بود كه يتيمان و بيچارگان و مسكينان كه هيچ چارهاى نداشتند ، بر سر سفرهاش حاضر باشند . با دست خود به آنها غذا مىداد و هر كدام عيال وار بودند ، به خانوادهء آنها هم خوراك مىداد . غذايى نمى خورد مگر آنكه از آن غذا به فقرا صدقه دهد . بدليل زياد نماز خواندن هر سال هفتبار جاهاى سجدهاش پوست مىانداخت و آن پوستها ( پينهها ) را جمع مىكرد و چون وفات يافت با وى به خاك سپردند . بيست سال بر پدرش امام حسين عليه السلام گريست . هرگز خوراكى نزدش نمىگذاشتند مگر آنكه مىديدند كه او مىگريد ، تا آنجا كه يكى از غلامانش عرض كرد : اى فرزند رسول خدا آيا اندوه شما پايانى ندارد ؟ ! امام فرمود : واى بر تو ، يعقوب پيامبر ، « دوازده » پسر داشت كه خدا يكى را از نظرش نا پديد كرد . او از بس گريست كور شد و موى سرش از شدّت اندوه سپيد گشت و پشتش از غم خميد ، حال آنكه پسرش زنده بود . امّا من به چشم خود ديدم كه پدر و برادر و عمو و هفده نفر از خاندانم در كنارم كشته شدند ، پس چگونه اندوهم پايان پذيرد ؟ » . كتابهاى تاريخ از ذكر كرامات امام سجّاد عليه السلام فراوان است « 1 » و اين البته
--> ( 1 ) - برخى از اين كرامتها را در پايان كتاب ياد خواهيم كرد .